تصمیم صحیح (20 امتیاز)
شخص منفیباف ممکن است هر مشکل را هزاران بار بزرگتر جلوه دهد. در دام ناامیدی او، نباید گرفتار شد. واکنش منطقی شما نسبت به مشکلها، او را به تفکّر دوباره درخصوص اتّفاقات و سختیها واخواهد داشت. با بحث کردن بدون ارائۀ راه حل، او در حضور شما مجبور خواهد شد راهکارهایی عملی را برای برونرفت از شرایط سخت پیشنهاد دهد و این خود نوعی مشارکت از پایین به بالا در تصمیمگیری است. حلّ مشکلات ذهنی او، احتمالاً جمع بزرگتری را از منفیبافی و ناامیدی نجات خواهد داد.
تصمیم میانه (10 امتیاز)
لازم است فرد منفیباف از تمام واقعیّات و دشواریهای امور آگاه گردد؛ بنابراین صحبت کردن در مورد ابعاد منفی امور، به او در درک صحیح واقعیّات کمک خواهد کرد. مقصود این است که به او وعدههای شیرین و غیرواقعی ندهید. با این تصمیم، او درک میکند که شما هم مانند او برای حلّ مشکلها در تلاش هستید و خود را در مواجهه با گرفتاریها تنها نمیبیند؛ بدین ترتیب روحیّۀ او بهتر خواهد شد. اگر تلاش کنید با زبانبازی او را از منفیبافی دربیاورید، او نیز به افکار و بیان منفی خود ادامه میدهد و خواسته یا ناخواسته وارد نوعی لجبازی و لفّاظی میشود. او باید خود به این نتیجه برسد که گامی عملی برای حلّ مشکلها بردارد؛ بنابراین این تصمیم، تصمیم صد درصد صحیحی نیست.
تصمیم اشتباه (0 امتیاز)
به دام افتادن در تلۀ شخص منفیباف، بدترین پیامد برخورد نامناسب با اوست. شما به عنوان مدیر عامل از مشکلات سازمان آگاه هستید؛ امّا نباید تسلیم آسیبها و ضعفهای به وجود آمده شوید. اگر تمام حرفهای او را باور کنید، هم خود شما ناامید و دلسرد خواهید شد و هم او به لحاظ عاطفی دچار شکست مجدّد میشود. در این وضع، با بیان نکات مثبت تصمیم خود شبیه به فردی میشوید که سعی دارد کودکی را بفریبد! حرفهای شما باورپذیر نیست و کارمند منفیباف شما به همه میگوید که خود مدیر هم به ستوه آمده و دیر یا زود سکّان هدایت سازمان را رها میسازد.
![]()
